تبليغاتX
مدرسه شطرنج پیشگام
 

مدرسه شطرنج پیشگام

 

     
   
 

براي درخواست تبادل لوگو کليک کنيد
  آگهي خود را اضافه كنيد

     
   
 

پيوندها

 

پيوندهاي روزانه

 

امکانات

 

جستجوگر گوگل

 

امار سايت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

پیشنهادی از واسیلی ایوانچوک  (مقاله علمی)

.برای سازماندهی مسابقات قهرمانی جهان 

واسیلی ایوانچوک در جریان المپیاد شطرنج درسدن پیشنهاد جدیدی را برای مسابقات قهرمانی جهان ارائه کرد. 

او می گوید : اگر می خواهیم تورنمنت نامزدی باشد ، نخست مهم است بدانیم به چه ترتیب حداقل ریتینگ برای ورود تعیین شود. به نظر من چون تورنمنت در سال 2010 برگزار می شود ، بنابراین بازیکنانی که بر پایه ریتینگ مجاز به شرکت می شوند باید بهترین نفرات فهرست اول ژانویه 2010 باشند (یک نفر یا بیشتر) و سایر افراد در فهرست ریتینگ نباید در نظر گرفته شوند.

بعلاوه، نامزد فیده باید حداقل ریتینگ 2740 (نه 2700 که توسط فیده پیشنهاد شده) را داشته باشد. او باید از بین 10 نفر برتر باشد. همانطور که می دانید ما 32 بازیکن بالای 2700 داریم و تا سال 2010 این تعداد بیشتر هم خواهند شد.

فکر می کنم که مسابقات قهرمانی مدت زیادی طول بکشد و حتی تا سال 2011 ادامه یابد. سیاست اجازه دادن به قهرمان جهان که تنها در رویاوریی پایانی حاضر شود، سیاست بازگشت به گذشته است. 

من پیشنهاد می کنم که به ترتیب ذیل عمل شود : در سال 2010 تورنمنت نامزدی برگزار شود، البته نه با 8 بازیکن بلکه با 14 یا 12 و با استفاده از سیستم حذفي(Knock out) . به 8 بازیکن پیشنهادی ایلميژنیوف اجازه داده شود و باقی جاهای خالی با نتایج جام جهانی 2009 و فهرست ریتینگ اول ژانویه 2010 پر شود. اما تحت هیچ شرایطی نباید نتایج مسابقات جايزه بزرگ فيده به حساب آورده شود چون بسیاری از بازیکنان برجسته (مثل مورزویچ، شیروف، کرامنیک، پونوماریوف و ... ) قادر به شرکت نیستند. بنابراین 14 بازیکن موجود یک دور بازی خواهند کرد که در نتیجه 7 نفر باقی می مانند. در این زمان قهرمان جهان به آنها ملحق شده و این 8 نفر بر سر قهرمانی با شرایط برابر به رقابت می پردازند.

اگر 12 بازیکن باشند، آنگاه بعد از دور اول 6 بازیکن و بعد از دور دوم، 3 بازیکن باقی می مانند. قهرمان جهان در این زمان به آنها ملحق شده و برنده این 4 نفر قهرمان مطلق جهان خواهد بود. بعد از آن امکان پذیر خواهد بود تا یک طرح جدید را پایه گذاری کنیم. 


   
ترجمه از علی قائم مقامي



 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  9:36 در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387

 

پیشنهادی از واسیلی ایوانچوک  (مقاله علمی)

.برای سازماندهی مسابقات قهرمانی جهان 

واسیلی ایوانچوک در جریان المپیاد شطرنج درسدن پیشنهاد جدیدی را برای مسابقات قهرمانی جهان ارائه کرد. 

او می گوید : اگر می خواهیم تورنمنت نامزدی باشد ، نخست مهم است بدانیم به چه ترتیب حداقل ریتینگ برای ورود تعیین شود. به نظر من چون تورنمنت در سال 2010 برگزار می شود ، بنابراین بازیکنانی که بر پایه ریتینگ مجاز به شرکت می شوند باید بهترین نفرات فهرست اول ژانویه 2010 باشند (یک نفر یا بیشتر) و سایر افراد در فهرست ریتینگ نباید در نظر گرفته شوند.

بعلاوه، نامزد فیده باید حداقل ریتینگ 2740 (نه 2700 که توسط فیده پیشنهاد شده) را داشته باشد. او باید از بین 10 نفر برتر باشد. همانطور که می دانید ما 32 بازیکن بالای 2700 داریم و تا سال 2010 این تعداد بیشتر هم خواهند شد.

فکر می کنم که مسابقات قهرمانی مدت زیادی طول بکشد و حتی تا سال 2011 ادامه یابد. سیاست اجازه دادن به قهرمان جهان که تنها در رویاوریی پایانی حاضر شود، سیاست بازگشت به گذشته است. 

من پیشنهاد می کنم که به ترتیب ذیل عمل شود : در سال 2010 تورنمنت نامزدی برگزار شود، البته نه با 8 بازیکن بلکه با 14 یا 12 و با استفاده از سیستم حذفي(Knock out) . به 8 بازیکن پیشنهادی ایلميژنیوف اجازه داده شود و باقی جاهای خالی با نتایج جام جهانی 2009 و فهرست ریتینگ اول ژانویه 2010 پر شود. اما تحت هیچ شرایطی نباید نتایج مسابقات جايزه بزرگ فيده به حساب آورده شود چون بسیاری از بازیکنان برجسته (مثل مورزویچ، شیروف، کرامنیک، پونوماریوف و ... ) قادر به شرکت نیستند. بنابراین 14 بازیکن موجود یک دور بازی خواهند کرد که در نتیجه 7 نفر باقی می مانند. در این زمان قهرمان جهان به آنها ملحق شده و این 8 نفر بر سر قهرمانی با شرایط برابر به رقابت می پردازند.

اگر 12 بازیکن باشند، آنگاه بعد از دور اول 6 بازیکن و بعد از دور دوم، 3 بازیکن باقی می مانند. قهرمان جهان در این زمان به آنها ملحق شده و برنده این 4 نفر قهرمان مطلق جهان خواهد بود. بعد از آن امکان پذیر خواهد بود تا یک طرح جدید را پایه گذاری کنیم. 


   
ترجمه از علی قائم مقامي



 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  9:35 در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387

 

" تدوين شاخص‌هاي ارزيابي مربيان شطرنج كشور"  (مقاله علمی)

.اين طرح توسط آقاي محمد تقي ابراهيم‌زاده مربي درجه يك فدراسيون و دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه تهران در حال اجرا مي‌باشد.
 

در اين تحقيق، ويژگي‌هاي مربيان شطرنج، از ابعاد مختلف مديريتي، شخصيتي، اجتماعي، سوابق كاري و ... مورد سنجش قرار گرفته و در نها‌يت يك معيار علمي براي ارزيابی و بكارگيري مربيان شطرنج (در وضعيت مطلوب) تدوين خواهد گرديد.

 

لازم به ذكر است مجري طرح به دعوت دبير محترم فدراسيون در جلسه هفته اخير كميته مناطق فدراسيون، حاضر و جزئيات اجراي طرح را براي حاضرين تشرح نمود.

همچنين طي مكاتبه رسمي، پرسشنامه طرح به هيات هاي سراسر كشور ارسال گرديد.

 

با عنايت به اهميت موضوع و لزوم همكاري همه جانبه اهالي شطرنج در اجراي اين طرح ملي، از تمامي عزيزاني كه داراي يكي از شرائط ذيل مي باشند درخواست مي شود پرسشنامه پيوست را با دقت و صرف وقت كافي تكميل و آن را حداكثر تا تاريخ 18/10/87 به دبيرخانه فدراسيون تحويل نمايند :

 

1- رياست محترم و نائب رئيس هيات هاي شطرنج استان (فعلي و اسبق)

2- مسئولين محترم كميته‌هاي فدراسيون و كليه اعضاي محترم كميته فني 

3- پيشكسوتان شطرنج 

4- مديران تيم‌هاي ليگ برتر

5- مسئولين كميته هاي آموزش و مربيان استانها

6- تمامي مربيان داراي كارت مربيگري درجه 1 و 2 فدراسيون

7- كليه داوران بين المللي و درجه يك فدراسيون شطرنج

8- كليه بازيكنان داراي درجه بين المللي 2100 به بالا 

 

 

توضيحات :

 

الف - حداقل تحصيلات پاسخگويان، ديپلم متوسطه مي باشد.

ب- از هيات‌هاي محترم استانها درخواست مي‌شود پرسشنامه‌ها را به صورت يكجا و از طريق پست پيشتاز به دبيرخانه فدراسيون ارسال نمايند.

ج- ارسال پرسشنامه تكميل شده از طريق Email به آدرس: mohammad1153@yahoo.com امكان‌پذير است.



 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  9:34 در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387

 

جوجه اردک زشت !!!(روزی قویی زیبا خواهد شد!!!)  (مقاله علمی)

,نويسنده : مهدي سرستيانمطلب زیر کاملا مستقل نوشته شده و نظر نویسنده است با نگاهی منصفانه در میابیم که مشکل بسیاری از هیئت های شطرنج کشور در میان این درد و دلهاست...درست یادم نیست که دقیقا کی بود اما فکر می کنم یکسالی از زمانی که با یکی از دوستانم در مورد فضای مدیریتی در آمریکا صحبت می کردم گذشته باشد...دوست من سال ها در آنجا زندگی کرده بود و به زودی هم می خواست که به آنجا برگردد...کاری به همه مباحث مطرح شده در آنروز خاص را ندارم اما نکته ای که در مورد خصوصیات مدیریتی در آمریکا به من گفت موردی بود که من را تا پاسی از شب بیدار نگه داشت و مرا عمیقا به فکر فرو برد...در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکا و.و..چند اصل همیشه در یک تشکل مدیریتی با دقت رعایت می شود البته موارد بسیاری در یک نضام مدیریتی رعایت می گردد اما مواردی خاص هستند که خود سرچشمه ده ها و شاید صدها ریز مجموعه دیگرند:
یک مدیر یا مجموعه مدیریتی:

افتخار و اعتقاد قلبی به کار یا خدمت در حال انجام ...

باور توانایی ها و شخص خود...

حساسیت افراطی در بحث وقت شناسی.

ایجاد و تقویت خوش مشربی حقیقی و حقوقی..

.دانستن این نکته مهم که آنچه از شما به عنوان یک مدیر می خواهند و انتظار دارند الزاما همان چیزی نیست که می گویند !

روحیه بالای مدیر و تقویت و تلاش برای حفظ آن توسط نظام مدیریتی ارشد...

مهم بودن همه اشخاص در عین ارزشمند بودن شخص...

با هردیدی به موارد فوق نگاه کردم به جز نتایج مثبت هیچ چیز عایدم نشد ! با نگاهی بدبینانه خواستم به مسئله نگاه کنم !شاید پشت این تزهای کلیشه ای اما در عین حال جالب دستی از استکبار جهانی و...را بیابم ولی دیدم که در بعضی از موارد نکته هایی وجود دارد که با هر مکتب و دین و ایمانی همخوانی دارد و اصولا رد آنها نقض خیلی چیزهاست...

مانند جمله (اگر مسلمان نیستید آزاده باشید...)

اما در عین حال هر چیزی نیازمند بستری مخصوص به خود برای شکل گیری و پیشرفت و حفظ آن رویه هست و نظام مدیریتی و خصایص مربوط به آن هم از این قاعده مستثنی نیست.

در کشور ما که به قول فردوسی پور برنامه نود همه چیزمان به هم می آید کلمه بهره وری مدیرتی نیز بد جوری به عمل تبدیل می گردد یعنی عده ای از مسئولین ما توقع دارند که مدیران کارهای اجرایی خردتر در کشور با صد گرم بذر صد هکتار محصول بدهند ! به همین خاطر است که معمولا طرح ها خوب است ...لوایح عالی است...انتقادات و دخالت ها به نحو احسنت در حال اجراست ! نگاه های کارشناسانه بسیار عالی همه موارد ریز و درشت را به سلاخ خانه موشکافی کارشناسانه می برد و میکروفون ها و تریبون ها ی مختلف همیشه بدجوری داغ داغ هستند اما نتیجه گیری....بسیار متفاوت است از حداقل انتظارات...

چرا؟!

جواب این چرا را اگر بخواهیم کاملا بدهیم باید یک ده جلدی نوشته و تازه در انتهای آن بنویسیم : ادامه دارد...!

اما یک مورد را که اخیرا به عینه شاهد بودم را می توانم الگویی معکوس قرار دهم تا با بسط دادن به بسیاری از موارد دیگر حرف را بیان کرده باشم...

منظورم از الگوی معکوس این است که این مورد یک نقطه کور و منفی در نظام مدیریتی ورزش کشور است که با عنایت به آن ! می توان از تکرار موارد این چنینی جلوگیری کرد و شاید هم مقدار ناچیز آبی که در دستمان مانده باشد را بتوانیم حفظ کنیم...!

چند وقتی است که هیئت شطرنج کرج حال بسیار عجیبی دارد مثل بیماری می ماند که تب و لرز کرده و یا سردش است که آنقدر پتو روی سرش می ریزند تا خفه شود یا گرمش است که منتقلش می کنند به سرد خانه...خلاصه موقعی هم که حالش از ناچاری بهتر! می شود یا باید پتوها را مرتب کند یا پول هزینه های سردخانه را بدهد.

ماجرا از این قراره که مدتی است با اصرار فراوان بسیاری از شطرنج بازان و دوستان کرجی و غیر کرجی از جمله حقیر شخص دلسوز دیگری مسند باخت باخت ! ریاست هیئت شطرنج کرج را برعهده گرفته است .هیئتی که در گرداب مشکلات غرق است و باز هم افتخار می آفریند باز هم استعدادهای شگرفی را بارور می کند باز هم می شود یکی از هیئت های برتر و موفقیت های بسیار درخشانی را هم کسب کرده و می کند اما این ها همه همان تریبون های همیشه داغ هستند...تا موقعی که موفقیت هست جمع کثیر مدیران تبریک گو و تبریک شنو و تریبون ها و تبلیغات هم هست .اما مو قعی که عمل و بسترسازی برای ادامه این موفقیت ها لازم است همه پشت تریبون های داغ دیگری هستند...

هیئتی تحویل گرفته شد که حدود یک میلیون تومان بدهی آشکار و نقدی داشت البته شاید با توجه به هزینه های بسیار یک اعزام یا برگزاری یک مسابقه مبلغ ناچیزی باشد و ارزش طرح هم نداشته باشد ...اما در شرایطی که جای مورد بحث مکانی است که مخاطبانش جوانان و نوجوانانی هستند که باید حداقل امکاناتی را برایشان فراهم کرد که لااقل از قیمت بسیار ارزان هروئین و کراک در کشور ! پایین تر باشد یک میلیون تومان بدهی نقش یک میلیارد خجالت و مشکل را دارد...مشکل بودجه در تمام کشور سوپر استاریست همیشگی که در سریال ناکامی های نتیجه ای نقش اولی است...

اما تعجب اینجاست که در محیط ورزش کشور این رویه کمی متفاوت عمل می کند یعنی بودجه کافی برای همه ناکامی ها و رفع و توجیه مطبوعاتی آنها هست اما برای موفقیت ها خیر!

هزاران اعتبار و هزینه ریز و درشت را برای ایکس و ... خرج می کنیم و در بعضی موارد حتی خودمان هم اعتراف به هزینه کرد اضافی داریم اما جایی که نفس های آخرش به وضوح قابل شمارش است چون جوجه اردکی زشت تنهای تنهاست.

همانطور که گفته شد چند ماهی است شخصی به نام اسداللهی بر صندلی داغی تکیه داده است که جزء خرج کردن اعتبار و آبروی آدمی عایدی دیگری برای صاحبانش ندارد.اگر چه انتقادات بسیاری و نیز به عملکرد همین دلسوز کنونی نیز داشته و دارم اما در عین حال دلیل بر چشم پوشی حقیر به مظلومیت حاکم بر محیط فعلی شطرنج کرج نیست...اگر چند ماه اول ریاست اسدالهی را با هر نوع استارت مدیران قبلی مقایسه کنیم سریعا به این مهم اعتراف می کنیم که بدنه خصوصا معنوی شطرنج کرج شوک بزرگی را پذیرا شد که باعث احیا آن در همه بخش های عملی اش گردید.

کارهایی چون بازگشت شاگردان نونهال و نوجوان و بزرگسالی که از کلاسهای آموزشی دلسرد شده و رفته بودند...همکاری خالصانه بسیاری از داوران و مربیان مخصوصا جوان شطرنج باز کرجی که با همه کمبودها و مشکلات هنوز هم با دل خود تصمیم می گیرند و خدمت می کنند.تحولات عینی همچون دگرگونی های متعدد و تاثیرگذار محیطی هیئت شطرنج کرج (آسفالت و خدمات مخابراتی و زیباسازی و...)جذب دلسوزانی چون مهندس عباسی شهردار فردیس و مهندس وحیدی مدیر مجموعه ورزشی شهاب کرج که هردو با وجود آگاهی مشکلات زیاد و متفاوت تبلیغاتی شطرنج در کشور جزء اصلی ترین و تنهاترین افرادی بودند که در جلوگیری از انحراف صدها جوان شطرنج باز کرج نقش بسزایی داشته و دارند و چه بسا اگر کمک های عباسی ها و وحیدی ها و اسداللهی ها نبود اکنون هیئت شطرنج کرج هم یا نبود یا در حال مومیایی شدن بود...

برگزاری مسابقات مختلف که حتی در فواصل زمانی ای که بسیاری از مکان های بزرگ شطرنجی در خواب خوش عیدها و غروب تعطیلات و... بودند و جذب بسیاری از شطرنج بازان حتی از تهران و حومه و...احیای پرشور و نشاط لیگ دسته یک غرب استان تهران یا همان کلان شهر کرج و شروع لیگ دسته دو کرج که باعث شده عده کثیری از شطرنج بازان کرجی و غیر کرجی بصورت فعالانه با شطرنج کرج در ارتباط باشند. درخشش های مختلف شطرنجی در کشور استان و المپیاد و...(که خود همین یک سطر مقالات متعددی را می طلبد...)

اما دستمزد همه این موفقیت ها و دلسوزی ها و ده ها کار درخشان دیگر یک اختلاف تکراری است بین تربیت بدنی و فدراسیون ...دو سازمانی که گاهی فراموش می کنند هدف اصلی موجودیتشان احیای ورزش هایی نظیر شطرنج مظلوم است نه ترور آنها !...

در حالی که تربیت بدنی با استناد به نامه جناب آقای هاشمی طبا تاکید دارد که کرج به عنوان یک ورزش مستقل دارای هیئت های مختلفی با استقلال کافی هستند و چون هر هیئت استانی دیگری باید از فدراسیون مربوطه خود بودجه ای مجزا و...بگیرند و در عین حال در راستای سیاست های کلان نظام و اصل 44 قانون اساسی و سیاست های ابلاغی رهبری و آنکه هیئت نیمه خصوصی است باید حتی المکان اجاره ای نیز به تربیت بدنی کرج بپردازد ...

فدراسیون و شخص دکتر مداحی ریاست محترم آن با تاکید همیشگی و ویژه خود به پرداخت دویست هزارتومان سهمیه ریالی هیئت طی یکسال!و تاکید مجدد بر عدم استقلال حداقل شطرنج کرج!و زیر مجموعه دانستن شطرنج کرج از هیئت شطرنج تهران و به نوعی نیز خواستار آن هستند که هیئت شطرنج کرج خودکفایی خود را نه تنها در موفقیت ها !!!!بلکه در مباحث مالی نیز ادامه دهد...!خواسته ای که شاید به نوبه خود و با توجه به ورزش شطرنج عجیب ترین انتظار مدیریتی و با وجود نبود یک نمونه عینی ابداع رویه جدیدی به نظر می رسد.

به راستی هیئت شطرنج کرج که با اعتبار شخصی رئیس و برخی اعضا و کادر اجراییش روزگار گذرانده و مربیان و داورانش بنا به اعتماد به دلسوزان مسئولش به کار خود با وجود عدم پرداخت ها ی کافی ادامه داده و ارائه خدمت می کنند و بازیکنانش همچنان باید در هنگام مسابقات آرم نوشته شده ای را با مضمون (متعلق به هیئت شطرنج گرمدره و ...)در پشت اکثر ساعت های شطرنجی اش ببینند و رئیسش برای اعزام یک حق طبیعی به نام اعزام یک تیم در مسابقه ای نه چندان پر هزینه به هزاران جا نامه بنویسد و درخواست کمک کند و پاسخ زیبای نه!!! را بشنود باید اینچنین در اختلاف بین یک فدراسیون و تربیت بدنی بسوزد و بسازد ؟!!!!!؟؟؟؟؟؟

و کم کم نابود شود ؟!

مگر چند دلسوز داریم که اینچنین زیربار نگاه های اولیای مقام آوران رده های سنی به خاطر عدم تخصیص هدایایی خاص خرد می شوند و دم نمی زنند؟ به راستی تحمل آدم ها را با چه مجوزی می سنجیم و به بازی می گیریم و کارهایشان را وظایف آنها تلقی می کنیم؟! مگر در این کشور چند نفر حاضرند بی چشمداشت حتی یک ریال حقوق... خالصانه تفکر و صادقانه خدمت کنند ؟

آنوقت به آنها بگوییم باید گدا باشید تا موفقیت کسب کنید!!!

در آخر به این نکته اشاره می کنم که پس از اصرار دکتر مداحی بنا به عدم استقلال شطرنج کرج هیئت شطرنج تهران مسئول شناخته می شود که آنهم با وجود رفتن هدهدی ها و آمدن زاهدی ها بیشتر مشابه کلاف سردر گمی است که بوی نخودی به رنگ سیاه را می دهد تا کمک!!!امیدوارم جانبازی چون دکتر مداحی که به واقع حق بسیاری بر گردن جوانانی چون من دارند به این نکته نیز دقت کافی داشته باشند که خدایی نکرده نا آگاهانه باعث آن نشویم که روزگاری پیش بیاید که استعمال مقداری کراک بسیار ارزانتر و راحت تر و بی دغدغه تر و کم مشکل تر باشد تا شرکت در یک مسابقه شطرنجی در هیئت هایی چون کرج...

دلسوزانی چون عباسی ها اسداللهی ها و وحیدی ها را با عدم اختصاص حق طبیعی هزاران نفر از دست ندهیم ...

اثبات زمان بسیار شفاف تر از آن چیزیست که انتظارش را داریم و قضاوتش بسیار بی رحمانه تر از آن چیزیست که خواهیم دید...!

من الله توفیق

مهدی سرستیان دیماه 1387



 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  9:33 در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1387

 

مسير اصلي( دنياي شطرنج فلسفي ) قسمت آخر... نويسن  (مقاله علمی)

در آغاز سخن مي خواهم از تمام كساني كه با نقدها وتوجه هاي گوناگون خود حقير را شرمنده الطاف خود نمودند تشكر كنم و از اساتيدي چون جناب بيات مدير محترم سايت محبوب شطرنج حرفه اي و جناب آقاي اسداللهي رياست هيئت شطرنج كرج و تمام مديران سايت ها و وبلاگ هاي شطرنجي كه با انعكاس مقاله طولاني !مسير اصلي امكان نزديكي نويسنده با اهالي شطرنج را به نوعي ويژه فراهم آوردند كمال تشكر و قدرداني خود را اعلام دارم. نكته مهم:دوست گرامي اگر قسمت هاي اول و دوم وسوم! مقاله مسير اصلي(دنياي شطرنج فلسفي )را مطالعه نكرده ايد حتما از قسمت مقالات همين سايت و يا لينك زير اقدام به مطالعه هردو قسمت كرده و سپس قسمت آخر را مطالعه نماييد. با سپاس لینک قسمت سوم و... شطرنج درماني شطرنج فلسفي ميتواند نقش به سزايي در كاهش اثرات مخرب بيماريهاي روزقرن ! مانند تشنج...هيستريك... افسردگي ها...اعتيادها...و يا دل به هم خوردگي هاي كنشي كه كمتر علل جسماني دارند...بلكه علل ناخود آگاه رواني دارند ايفا كند...بطور كلي وجه مشترك بيماري هاي نوروتيك و شطرنج فلسفي ! است كه ميتواند در تعامل اين دو تاثيرات مخرب را كمتر و يا حتي به تاثيرات مطلوب تبديل كند...اين اشتراك همان سر و كار داشتن هر دو مورد اصلي ما با روح و روان انسان است اگر چه نقش جسم و فعاليت هاي مخصوص به آن نيز در هر دو تاثيرگذار است اما ايفاي نقش قسمت روحاني انسان و زندگي اش در بيماري ها ي نوروتيك و همچنين شطرنج فلسفي بر قسمت جسماني اش مي چربد اگر چه باز هم تكرار مي كنيم كه هر دو به هم مرتبط هستند...به مرور زمان در طي چهار دهه اخير روانپزشكان متوجه شدند كه ناراحتي بيماران نوروتيك فقط محدود به علائم بارز و آشكار بيماري آنها نيست بلكه اينگونه بيماران در هر زمينه اي از زندگي خود دچار ناراحتي و مشكلاتي هستند.به دنبال اين كشف روانپزشكان به اين نكته پي بردند بيماري هاي ياد شده ممكن است از لحاظ كلينيكي علائم تعريف شده و محدود و معيني نداشته باشند.توجه به اين نكته ميدان ديد روانپزشكي را وسعتي تازه بخشيد...كم كم روانپزشكان به اين نتيجه رسيدند كه توجه به نشانه هايي از بيماري چون : بي تصميمي دائمي...بي رغبتي هميشگي نسبت به كارو يا اشتباه مكرر در انتخاب دوست يا همسر به همان اندازه ضروري است كه توجه به علائم بارز كلينيكي ...بله بانگاه بر مطالب بالا و همچنين مطالب گذشته امان در مورد سه ضلع ملث جادويي دنياي فلسفي شطرنج به اين نكته خواهيم رسد كه شطرنج درماني يك روش بسيار مفيد حداقل در مورد بيماران نوروتيك شطرنج باز است! شطرنج فلسفي و روانكاوي دو مقوله به ظاهر جدا از هم نه تنها روش هايي هستند براي معالجه و لذت كساني كه از ناراحتي هاي روحي رنج ميبرند بلكه همچنين روش هايي هستند كه افراد سالم نيز ميتوانند با توسل به آن در شكوفا كردن استعدادهاي نهفته خود بكوشند و شخصيت خود را رشد دهند...نظريه اي كه اگر چه در روانشناسي (استفاده انسان هاي سالم از روانكاوي) سال ها بعد از تولد اين علم نمود عيني و عملي يافت .و تاييد شد اما در رشته زيبا و پر رمز و راز شطرنج هنوز در بهتي مسموم قرار گرفته كه هر چه پا را فراتر مي گذرد بيشتر مورد سخره قرار مي گيرد... در آينده اي نزديك شطرنج فلسفي يك روش درماني خواهد بود و همچنان يك روش درماني عمل خواهد كرد....البته كشف خواص دنياي فلسفي شطرنج نياز به زمان جسارت و همچنين واقع بيني! خواهد داشت كه به مرور زمان انسان به آن خواهد پرداخت...حرف مهم در اين ميان براي امروزيان تمسخر كننده و آيندگان جسور و مجبور ! اين است كه فرد با آشنا شدن دنياي فلسفي شطرنج ...شناختن خود ...حل تعارضات درون خود وفراهم آوردن امكانات استفاده از استعدادهاي نهفته خود به رشد كامل شخصيت خويش كمك خواهد كرد و به اين ترتيب به عنوان يك شخصيت آماده و برخوردار از حس تفاهم و قبول شكست ها و... در اجتماع خود كمكي هر چند جزئي به بهبود روابط انساني در آن جامعه مي نمايد...كاري كه امروزه تئوري ها و اعمال پيشرفته علم روانشناسي به آن مي پردازند... آينده : شطرنج بازان مفيدتر! جمله بالا اگر چه شايد اعتراض ورزشكاران ديگر رشته ها وبسياري از دكتران ورزشي! روانشناسان و...را وقتي در كنار ادامه مطالب پيش رو قرار بدهند بر انگيزد و نوعي خودخواهي به نظر برسد اما هدف ما بررسي حقيقتي است كه شايد اكنون فريادي پوچ به ديگران معرفي گردد اما مطمئنن در آينده اي نزديك همگان به جد به بررسي اش خواهند پرداخت...تيتر فوق به تنهايي هدف ما را روشن نمي كند بلكه تنها فلشي است براي راهنمايي شما...به نظر نويسنده... شطرنج بازان نه تنها مانند ديگر ورزشكاران با قشرهاي ديگر ورزشكار متفاوتند بلكه كمي هم از لحاظ تئوري دنياي فلسفي شطرنج براي جامعه اشان مفيدترند...اگر چه شايد اين موضوع اكنون و در جوامع مختلف صدق نكند اما بي شك در آينده اي نزديك و با شناخت همه جانبه دنياي شطرنج فلسفي و كاربرد عملي آن در ميان شطرنج بازان اين نكته به اثبات خواهد رسيد...كساني كه در آينده و با شناخت كامل و دقيق دنياي شطرنج فلسفي به شطرنج بپردازند به به خرد ورزي نسبي خواهند رسيد...قادرند نيرومندترين بخش هاي مغز خود را تحريك نمايند و اين يكي از تفاوت هاي آنها با ديگران است چرا كه رشته ورزشي اشان بسيار مستقيم تر از ديگر رشته ها با مغز در ارتباط است...نكته اصلي آنها در اين بخش تفاوتي با ديگران اين است كه روحيه داراي نيروي عظيمي است و آنها در دنياي شطرنج فلسفي قادر به پرورش و كنترل آن هستند ...در ضمن شطرنج بازان دنياي فلسفي شطرنج نا چار نيستند خود را به دست زندگي و پيش آمد هاي آن بسپارند بلكه خود موثرترين طراحان اين پيش آمد ها خواهند بود... چند نكته در دنياي فلسفي شطرنج... هرگز اهميت نتيجه را دست كم نگيريد... واقعا هيچ ايرادي ندارد كه در مورد نتيجه حساس باشيم و به آن اهميت دهيم از اين ها گذشته نتيجه مقوله اي است كه غالب بازيكنان و تماشاگران حساب آنرا نگاه ميدارند اما بايد توجه كرد كه تعاليم دنياي فلسفي شطرنج چقدر در اين زمينه به ما اجازه اهميت و تفكر داده است ! چرا كه افراط در هر موردي پيامدهاي ناگواري خواهد داشت... هرگز ارزش نتيجه را دست بالا نگيريد... بدون شك نتيجه مطلوب يكي از اهداف مهم هر پروسه شطرنجي و بازي اصلي است ولي موارد متعدد ديگري هم هستند كه مي توان روي آنها حساب باز كرد...نظير اثرات خوش آيند يك اجراي خوب بر مشكلات خارج از بازي...احترام ديگران نسبت به برخوردهاي منطقي امان و يا احساسات گفته شده در مثلث جادويي (قسمت سوم مقاله)و يا از همه جالبتر احساس خوشايند ساختن چيزي از هيچ (خلق) و بسياري از موارد ديگر كه اينها را ميتوانيد پيگيري كنيد و از منافع ناشي از آنها بهره مند بشويد... همواره به قول هاي شطرنجي خود چه در بازي چه در بعد و قبل آن به خودتان پايبند باشيد... شما همواره در دنياي فلسفي شطرنج در جريان يك سلسله حركاتي هستيد كه نتايج مستقيم و غير مستقيمي بر روي بازي و زندگي اتان خواهد گذاشت...اما در اين ميان شما به طور متوسط در هر دو ساعت بيش از ده قول موقتي در مورد لحظات آينده به خودتان ميدهيد سعي كنيد آنها را از يادتان نبريد و آنهايي را كه سودمندند به مرحله اجرا در آوريد چرا كه موقعيت هاي فكري شما كه اين قول ها را خلق كرده اند به هيچ عنوان عينا قابل تكرار به صورت اوليه خودشان نيستند و شايد شما رمز يك صندوق گنج را دور بياندازيد !... هر بازي حياتي دارد... هر بازي طبيعت خاص خود را دارد اگر چه ما گفته ايم كه قبل ...هنگام...و بعد يك بازي در زندگي حال و آتي ما جريان دارد اما بعضي از بازي ها به مراقبات ويژه و حساسي نيازمندند و بعضي ديگر از بازي ها نيز اگر سير طبيعي خودشان را طي كنند سودمندترند...زماني كه اين ساختار را شناختيد آنگاه خود را با شرايط خاص هر يك از بازي ها تطبيق دهيد... بازي... براي بار چندم! تكرار مي كنيم كه در دنياي فلسفي شطرنج يك بازي يعني كل پروسه انجام و تاثير پذيري آن يعني قبل...هنگام و بعد از آن... از روز اول رشته ورزشي خود را پر اهميت دانسته و خود را مقيد يك كار عملياتي دقيق و ظريف كنيد... روي هر مسئوليت اعم از آموزش و مطالعه و...چه كلي چه جزئي پر اهميت و كم اهميت تمركز كنيد به نحوي كه گويي آن تفسير يا فلان آموزش يا بررسي تنها موردي است كه در آن لحظه براي شما داراي اولويت درجه اولي است... به زور كسي را وادار به پذيرش دنياي فلسفي شطرنج ننماييد... خوب مگر خودتان به زور وارد شديد! اگر به همه جار بزنيد كه چه انسان نابغه اي هستيد پس نيستيد ! نابغه نيستيد...مردم بايد خودشان نياز دنياي جديد را درك كنند و ورودشان را تنظيم نمايند تا اثرش پابرجا باشد... پس از اين هفت نكته مقدس ! در دنياي شطرنج فلسفي اگر چه ما در مطالب قبلي نكات بسيار پر اهميتي را براي زندگي در دنياي فلسفي شطرنج برشمرديم اما اين هفت نكته اهميت خاص خود را دارند اما شطرنج بازان تازه وارد به دنياي جديد شطرنج فلسفي با نكات چالش انگيزي هم روبرو هستند كه به اختصار به آنها ميپردازيم... اصرار پافشاري بر تجربه هاي امتحان پس داده تا حدودي تضمين كننده برهم نخوردن نظم فعلي ميباشد اما تضمين كننده پيشرفت هاي احتمالي پيش رويمان نخواهد بود... شانس شانس را طوري كه مردمان خارج از دنياي شطرنج فلسفي تعريف مي كنند تعريف كنيد سلسله عواملي كه بازخوردهاي برخوردهاي درست و غلط شما در دو دهه گذشته (و شايد هم بيشتر!) نسبت به كوچكترين موضوعات زندگي از شما روي داده تبديل به بدشانسي و يا خوش شانسي شما در يك لحظه خاص مورد بررسي زندگيتان مي گردد... دست به عرضه درست است كه در دنياي جديد زيبايي ها نوعي ديگر است و زندگي شيرين تر اما نبايد رويايي و غير منطقي پرواز كنيد...سعي نكنيد هميشه دست به عرضه حرف خاص حركت خاص و يا حس خاصي باشيد درست است كه فراگرفته ايد در مواردي كه نتيجه بدي حاصل شد چگونه رفتار كنيم اما بهتر است سري كه درد نمي كند را دستمال نبنديم تا هوا بخورد !... انتخاب به موقع سعي كنيد قبل از اينكه حركت شما را پيدا كند شما حركت را پيدا كنيد ...اين مطلب هم در حركات بازي اصلي شطرنج و هم در رفتارهاي زندگي در دنياي فلسفي شطرنج صادق است به اين معنا كه در يك بازي اگر حركتي خوب است شما بايد مهارت پيدا كردن آن را داشته باشيد چرا كه اگر پوزيسيوني پديد بيايد كه شما آن حركت را اجبارا بايد انجام دهيد و يا به عبارت بهتر حركت شما را پيدا كند ديگر حركت خوب آن خاصيت سابقش را نخواهد داشت همينطور بسط پيدا مي كند در حركات زندگي و... مجاني اگر ميخواهيد حركات افكار تفسيرها و كلا موارد بسيار عالي و زيبايي به افكار شما خطور كند مجاني كار كنيد يعني بي هيچ چشمداشتي تفسير كنيد بررسي كنيد بازي كنيد مطالعه كنيدو....(به معني نداشتن هدف /؟خير) هر معادله دلسنگ شطرنجي اي هر چقدر هم خشن و بي مروت ! باشد مطمئنن پس از چند هفته كار مجاني درست و صادقانه دستمزد شما را مي دهد !... در عين ايمان بي قيد و بند باشيد زياد از تيتر بالايي تعجب نكنيد منظورمان اين است كه تا حد امكان خود را با شرايط و تعاليم دنياي شطرنج فلسفي برانيد! اما در مواردي هم كه ناخواسته موردي هر چند مهم فراموش يا به هر دليلي انجام نشد آنقدر هيزم هاي زير ديگ را به هم نزنيد كه ديگ بيفتد ! همانطور كه در آكواريوم دنياي شطرنج فلسفي(قسمت سوم مقاله) اشاره كرديم هر قانوني را مي توان تغيير داد همانطور كه همه قوانين طبيعتا لازم الاجرا هستند به همين علل است كه شديدترين درگيري ها بر سر مسائل جزئي و ظاهرا بي اهميت است...چرا كه ما بايد بها بدهيم اما اگر بنا به هر دليلي نداديم ديگر بيشتر بهاي آنرا نپردازيم !... در پايان نويسنده در تلاش است تا اين نكته را به خواننده انتقال دهد كه اگر چه دنياي شطرنج فلسفي شايد بغرنج...رويايي...و خودخواهانه باشد اما دقت كنيد اين موارد همگي جزئ ويژگي هاي اصلي يك كشف مهم در قرون گذشته بوده است!

 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  8:14 در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1387

 

قسمت سوم مقاله مسیر اصلی از آقای مهدی سرستیان  (مقاله علمی)

مسیر اصلی (شطرنج فلسفی) قسمت سوم شناسنامه : نام كامل : مثلث خوداتكایی دنیای شطرنج فلسفی یك شطرنج باز. نام پدر: شطرنج باز. شماره شناسنامه : روحیه/خودباوری/قدرت برتر. صادره از : درون باورها. ضلع اول : شطرنج زیباترین رشته ورزشی است. ضلع دوم : در هرموقعیتی...دنیای شطرنجی مخصوص به خودم را خواهم داشت. انسان ها آیین های جادویی را به جا می آورند نه به خاطر آن که نتایج آن را ببینند بلکه بیشتر به علت آنکه به آنها ایمان دارند... ضلع اول مثلث جادویی ما جادویی ترین ضلع هنر فلسفی آن است یعنی اگر با باوری قوی ! این آیین را درست انجام دهیم...وظایفمان را در قبال خود انجام داده ایم ! بخش عظیمی از لذت زیبایی های شطرنج در دست حقوق بگیران رسمی فیده ! اساتید بزرگوار بزرگ ! و مدرسان درجه اول این رشته ورزشی در دنیاست...! بله آنها هستند كه اگر در مسابقه ای شركت كنند منت گذاشته اند! آنها هستند كه اگر روزی برای تفریح در مدرسه شطرنجی حاظر شوند مایه افتخار است كه می توانند تا آنجا كه می شود از این مایه مباهات ! به همسرشان و دیگر همراهانشان تعارف نمایند...! عده ای از لذایذ مادی قابل توجه آن بهره میبرند...عده ای از اعتبار مقام ها و پست های گوناگون آن...و عده ای نیز از امتیاز آشنایی با صاحبان منافع و...میبینید ؟!شما كجای كارید ؟! آیا این گلد كوئیست هرمی ورزشی ! ملزم به باخت دهك های پایینی اش است ؟! جواب : خیر مطلق است !!! در این جا یك نظریه را مطرح می كنیم: تمركز قدرت در عمل می تواند (دقت كنید ! در عمل !) به تنزل وضع قوای توده جمعیت بینجامد... دهك های متوسط یك جامعه شطرنجی اعم از : استادان بزرگ قدیمی! استادان بزرگ ضعیف! اساتید فیده AM…FM ها و تمامی امواج های رادیویی! دیگر كه درك زیبایی شطرنج توسط خود را بیشتر از بسیاری از شطرنج بازان به اصطلاح عام جامعه و كمتر از عوامل پرقدرت شطرنجی دنیا می دانند باید همان عملكردی را در استفاده از زیبایی های شطرنج بكار ببرند كه دهك های پایین تر و شطرنج بازان به اصطلاح عام جامعه بدان نیاز دارند...!چرا كه نقطه مشترك هر دو خواستی بالاتر و دركی بهتر است ...پس عملكرد یكی است... وقتی شما به صورت عادی قادر به تعغییر یك سیستم جاافتاده و پخته در سطوح بالاتر رشته ای كه در آن قرار دارید...نیستید میتوانید به تعغییر خود دست بزنید... به عنوان مثال دایره ای را در نظر بگیرید كه دائما و به صورت یكنواخت می چرخد و دوازده حلقه در مكان های مختلف آن قرار گرفته اند كه ناگزیر به چرخش كلی دایره آنها نیز به واسطه كوچكی و ضعف سیر چرخش یكنواخت را طی می كند...1-2-3-4-5-6-7-8-9- 10-11-12 اگر در نظر بگیریم كه اعداد تك رقمی حامی چرخش دایره به همان روش سنتی و همیشگی هستند و دو رقمی ها مخالف ...می توانیم به معنی جدیدی از مخالفت برسیم. مخالفت اقلیت مدرن در مقابل اكثریت سنتی به اضافه مخالفت اقلیت با ارزش بالا با اكثریت با ارزش خرد... اما بدون در نظر گرفتن ارزش اعداد گوی ها... از لحاظ كمی تعداد مخالفین در اقلیت هستند و در عین حال گوی ها به علت نوع قرار گرفتنشان قادر به نگهداشتن دایره اعظم نیستند...بنابرین طبق نظریه ما آنها می توانند با تعغییر خود/ سیستم چرخش یكنواخت دایره پر قدرت را نیز دگرگون سازند... گوی های سه رقمی در حالی كه به دور دایره می چرخند خود را نیز به چرخش در می آورند و به صورت دورانی یا به هر نوع كه می توانند به خود لنگر بیاندازند ! از آنجا كه دایره بزرگ از تشكیل تمام این گوی ها دایره بزرگ نامیده می شود نمی تواند از این گوی ها چشم بپوشد (كه در آن صورت هم باز تغییر در سیستم ایجاد می شود!!!) اما نكته حائز اهمیت اینجاست كه آیا اكنون چرخش دایره بزرگ (وضعیت كنونی سیستم) همان چرخش (وضعیت)چند لحظه قبل است؟! بانگاهی دقیق تر به مطالب گفته شده شما راه های متعددی جهت بهره بری بشتر از زیبایی های شطرنج را در پیش روی خود خواهید دید... 1- تغییر در وضعیت دید خود نسبت به زیبایی های شطرنج برابر است با تغییر در زیبایی های شطرنج برای من كه مساوی است با زیبایی های جدید و دیگر... 2- تغییر در وضعیت جایگاه فیزیكی /مرتبه ای خود یعنی تغییر در اسم قرار گرفته در لیست بهره وران زیبایی های شطرنج و... حال كه توانستید در سیستم تغییراتی ایجاد كنید و این معضل تبدیل به یك راه حل مناسب شد ...می توانید دنیاهای مخصوص به خود را در عرصه شطرنج داشته باشید ... به عنوان مثال: دنیای شطرنجی من شكل گرفته از عناصری چون : ارتباط با افراد جدید ...كسب اعتبار برای شغل غیر شطرنجی ام... دنیای جدید دوستم یا به عبارت بهتر یكی از دنیاهای دوستم تشكیل شده از مقام آوردن در مسابقات عادی باشگاهی شهرش و مسابقه دو نفره بین یكی از افرادی كه زیاد از لحاظ اخلاقی از وی خوشش نمی آید!!! (تخلیه روحی غیر شطرنجی از راه های شطرنجی) و میلیون ها دنیای جدید و مخصوص به خود ...به اندازه حركات بیشمار و جذاب شطرنجی... نگران نباشید كم كم به موضاعات صرفا شطرنجی هم خواهیم رسید... ضلع سوم:: لذت زیبایی های شطرنج مهمترین اهرم های حركت دهنده ترمیم وضعیت های سخت زندگیم است... برای درك بهتر ضلع سوم ناگزیر از طرح مثال برای گرفتن نتیجه مفهومی بهتر هستیم: مثال A: یك روز را در نظر بگیرید كه باخواب كافی و تغذیه مناسب و آرامش روحی مطلوب در یك مسابقه هفتگی معمولی شركت می كنید و: 1-بااشتباهات فراوان بعد از باخت های متعدد انصراف می دهید... 2- با بازی های درخشان در بین سه رتبه برتر قرار می گیرید... مثال B: یك روز را در نظر بگیرید كه با خواب ناكافی! و تغذیه نا مناسب و دغدغه های متعدد فكری در یك مسابقه معمولی شركت می كنید و : 1-با اشتباهات فراوان بعد از باخت های پی در پی انصراف می دهید... 2-با آنكه به نظر خودتان خوب بازی كرده اید مقامی نمی آورید و رده های پایینی جدول در انتظار شماست... با نگاهی كلی اما درست به هردو مثال A/B و اشتراك معكوس ! شاخه های 2 این نكته در ذهن می درخشد كه: عوامل خارجی و محیط پیرامون ما نقش بسیار مهم و سرنوشت سازی را در نوع بازی و نتایج آن ایفا می كنند... چراكه اگر در مثال نخست در زیر مجموعه هایش پیروزی های درخشان و شكست های پی در پی در كنار هم قرار گرفته اند (باوجود نكات مثبت محیط) اما در مثال دوم (با توجه به نكات منفی محیط) هیچ شانسی را به عنوان زیر مجموعه مطلوب در نظر نداریم... بنابرین اگر استثناهای خاص را در نظر نگیریم : تاثیرات محیطی مثبت بیرون بر روی بازی شطرنجی امان می تواند هم نتیجه مثبت و خوب ...و هم نتیجه ضعیف و بد را برای ما به ارمغان بیاورد اما تاثیرات منفی محیط بیرون به احتمال زیاد ! عمدتا تاثیرات منفی زیادی را بر روی بازی شطرنجی امان تحمیل می كند و یا حداقل بار منفی ...بار مثبتی را در اینجا به ما هدیه نمی دهد! ادامه مثال A زیر مجموعه 2 : شما پس از آوردن مقام با خوشحالی و نیرویی مضاعف و همچنین گرفتن جایزه ای هرچند ناچیزبه سمت خانه میروید و با خوشرویی و تدبیر با مشكلات احتمالی آتی برخورد می كنید... ادامه مثال B هردوزیر مجموعه : شما پس از تاثیرات منفی انجام بازی های ضعیفتان و یا خوب و بی نتیجه اتان ! خود را آماده رویارویی با مرداب دوباره مشكلات و بازگشت اضطرابات می كنید... همانطور كه در بررسی قسمت اول مثال های A/B تاثیر عوامل بیرونی دنیای شطرنج بسیار ملموس و تقریبا حتمی نتیجه گیری شد ...در بررسی قسمت دوم مثال های فوق می بینیم كه تاثیر دنیای شطرنجی امان بر محیط بیرونی زندگی امان به مراتب چقدر بیشتر و مقتدرانه تر عمل می كند! یعنی: اگرچه در برابر محیط موفق بیرونی دو عامل موفقیت و عدم موفقیت در محیط شطرنجی وجود داشت اما در مقابل محیط غیر موفق شطرنجی معمولا فقط ! محیط های ناموفق در بیرون انتظارمان را می كشند... دلیل چیست ؟! اگر موارد بالا را در مورد تمامی موارد شگست ها و پیروزی ها در زندگی بشر بسط دهیم روانشناسان دلایل متعددی را در بیان چرایی موضوع بیان كرده اند اما در مورد شطرنج اگر چه كلیات نظریات روانشناس ها و كارشناسان مورد قبول است(نسبی) اما جزئیات بسیار متفاوتند. رشته ورزشی زیبای شطرنج را از دیدگاهی می توانیم (پرجزئترین!) رشته ورزشی نامید (اگر چه از لحاظ معنایی كلمه (پرجزئترین)شاید مفهوم مناسب را نرساند اما به علت درك راحت تر موضوع از همین كلمه استفاده شده) در بازی شطرنج همه حركات از لحظه بیدار شدن شما از خواب روزی كه در آن بازی دارید (و چه بسا با نگاهی فلسفی تر از بدو تولدتان!) تا خوابیدن روزهای بعد از آن ! به صورت جزئ به جزئ می تواند تاثیرات مستقیم و غیر مستقیمی در بازی اصلی در پی داشته باشند و همانطور به صورت معكوس هم از همان لحظه كه حركت اول را انجام می دهید و ساعت می زنید تا لحظه آخر كه با حریفتان دست می دهید به صورت مورد به مورد می تواند در بازی فرعی (بیدار شدن از خواب روزی كه بازی دارید تا...)تاثیثرات مستقیم و غیر مستقیمی را به جای بگذارد... داستان كوتاه !: {{{آقای X با صدای ساعت از خواب برمی خیزد ساعت 11 صبح است و امروز روز تعطیل او. خو.اب بسیار مطلوبی داشته و همسر فرزندانش نیز حداقل تا شب از مسافرت دو روزه ای كه رفته بودند بر نمی گردند...آرامش خوبی درخانه حكمفرماست. یك صبحانه عالی در دیر وقت خورده می شود. آقای X شروع میكند به مطالعه كتاب مورد علاقه اش (صدسال تنهایی)آن هم چاپ اول 1352! زمان به سرعت سپری می شود و نهار و باز مطالعه ...كمی هم دیدن ماهواره و كانال های مورد علاقه...كم كم داشت آماده می شد ...بهترین حالت ممكن (نسبی!) برای شركت در یك مسابقه برای او فراهم شده بود...به آ‍‍‍ژانس زنگ می زند و پس از سفارش اتوموبیل شروع می كند به پوشیدن لباس و... قوطی واكس مایع را از جاكفشی بیرون می آورد و در حالای كه به ساعتش نگاه می كند قوطی را به روی كفش برمی گرداند...ناگهان كمی از واكس مایع بر روی موكت می ریزد.خیلی ناراحت كننده است اما صدای بوق ممتد اتوموبیل آژانس فرصتی برای تمیز كردن نمی گذارد از طرفی هم خانواده تا شب می آیند و اگر زودتر از او برسند خیلی بد می شود...سوار ماشین كه می شود مقصد را اعلام می كند سپس رو به راننده می گوید: - آقا شما چر اینقدر بوق می زدید...هر چقدر می ایستادید كرایه اش را حساب می كردم...!(شاید اگر واكس نمیریخت او هم نیازی به شكایت و تخلیه روحی موقت نداشت!) - من برده شما نیستم كه همه چیز را با پول بخرید...آفتاب داغیه شما كارهایتان را كامل انجام دهید بعد زنگ بزنید ما بیایم!... برخورد ها بسیار غیر منتظره است اما رخ داده بود... مسابقه به روش سوئیسی برگزار می شود...حریف دور اول حریف نسبتا آسانی است!... 1.e4 .e5 2.Nf3 .Nf6 … پوزوسیون تقریبا متعادل است البته دوست ما یك كم هم برتر دارد و یا به عبارت بهتر دارای برتری جزئی است...از لحاظ زمانی هم وضعیت برای او بد نیست اما در همین حال كوهی از افكار به ذهنش حمله ور می شوند... واكس ریخته شده...جواب نامربوط راننده...نوع برخوردهای گوناگون دوستانش در اول مسابقه...هر چقدر سعی می كند تا افكارش را متمركز بازی كند فایده ندارد...كار از كار گذشته! دستش به پیاده خورده درصورتی كه اسب جناح شاهش درحركت بعدی رانش پیاده توسط حریفش ازدست می رود! چه كار باید كرد...؟ آن هم در دور اول و یك حریف مناسب...! حركت غیر ورزشی هم در شخصیتش جایی ندارد كه مثلا بگوید دست نزدم... آقای X در پایان دور پنجم با 3 باخت انصراف داد...! ساعت حدود 8 بعدازظهر است بعد از مدت ها یك سیگار...احساس خوبی پیدا می كند! با ناراحتی كلی به سمت خانه می رود...همه آمده اند ...حدود ساعت 30/23 است كه همسرش به واكس ریخته شده خرده گرفته...! دوست ما هم كه قرق در واریانت ها و بازی های اشتباهش است ناگهان با صداهای پی در پی و بلند همسرش از كوره در می رود و با الفاظ ناخوشایندی خانه را در سكوت فرو می برد...دوست ما امشب شام نمی خورد...!}}} در یك بررسی كوتاه در داستان فوق در می یابیم كه 3 بخش اصلی اتفاقات تاثیرات گریز ناپذیری را در هم ایجاد كردند: بخش اول قبل از آغاز بازی اصلی...تمامی فرایندها و پیش آمدها... بخش دوم پروژه اصلی یا همان انجام بازی های مختلف شطرنج ... بخش سوم فرآیندها و اتفاقات بعد از بازی اصلی... همانطور كه می بینیم بازی شخصیت داستان ما از صبح روز مسابقه و چه بسا قبل تر از آن! آغاز شده بود و چه بسا تا روزهای پس از آن ادامه داشته باشد یعنی همان 3 بخش بالا... عوامل باخت در پروژه اصلی را می توان به چند بخش تقسیم نمود : عوامل و جریان های باخت آقای ایكس در پروژه اصلی برخوردنادرست راننده آژانس/ریختن واکس/برخوردهای مختلف دوستان/عدم تمرکز کافی/ضعف شخصی بازی/برخورد همسر/هوشیاری حریف/واکس ریخته نشده در خانه حریفان!!! سه مورد از موارد دایره آبی یعنی ریختن واكس و راننده آژانس و برخورد چند تن از دوستان لطمات كوتاه مدت و شاید بلندمدتی را در روحیه آقای ایكس وارد كردند و یا به عبارت بهتر تاثیرات خوب خواب و خوراك و آرامش وی را تا حدودی خنثی و یا شاید تخریب نمودند....اما موارد عدم تمركز و ضعف بازی نكاتی هستند كه شاید با تقویت آنها بتوان از تاثیرات سه مورد اول دایره آبی و دیگر موارد این چنینی كاست چرا كه سه مورد گفته شده شاید كمتر قابل كنترل باشند اما گزینه های عدم تمركز و ضعف بازی را می توان شخصا كنترل و تقویت نمود اما شاید از مورد (برخورد همسر...) متعجب شده باشید چرا كه در بعد از بازی های اقای ایكس اتفاق افتاده ...اما آیا تجزیه تحلیل های گوناگون آقای ایكس كه بیشتر شبیه به پیشگویی های نستراداموس بود به خصوص در رابطه با رفتارهای احتمالی همسرش در مورد واكس ریخته شده نمی تواند در برهم زدن تمركز وی در بازی ها نقش داشته باشد؟! و مورد (هوشیاری حریفان...) یكی از نقاط ضعف احتمالی ما خواهد بود اگر به همراه چاشنی ها و موارد ی از قبیل دایره های فوق باشد... اما نتیجه مهمتری كه از داستان آقای ایكس به آن می رسیم این است : همانطور كه عوامل قبل از بازی و گهگاه بعد از بازی ! توانست برروی بازی اصلی تاثیر بگذارد بازی نیز توانست و می تواند تاثیراتی را بر عوامل قبل ! و بعد از خود تحمیل كند... اگر بازی و مسابقه ای در جریان نبود شاید خواب كافی و...نیاز مبرمی نبود و ... اگر بازی ومسابقه ای درجریان نبود دغدغه برهم خوردن تمركزآقای ایكس به علت ریختن واكس و..بسیار كمتر نمود پیدا می كرد... اگر بازی ای نبود شاید فریاد آقای ایكس نسبت به همسرش اتفاق نمی افتاد... و اگر روند بازی ها آنطور كه اتفاق افتاد ...روی نمی داد به احتمال زیاد آقای ایكس ما شام می خورد و سیگار هم نمی كشید... و بسیاری از این اگرها...اما نكته اصلی اینجاست ! 8 = 6 + 2 اگر 2 را تغییر دهیم شاید 6 تغییر اجباری نكند اما حتما 8 تغییر خواهد كرد! 10 (8) =6 + 4 (2) پس ما میتوانیم با تغییر تاثیرات موارد مخرب در بازی های پیش رویمان حاصل بازخورد هرگونه نتیجه به دست آمده از بازی را در زندگی امان تغییر دهیم ! مانند این است كه هر كس در شطرنج ببازد ! یك امتیاز می گیرد ! و هركس بیشتر ببازد مقام به دست می آورد ! آیا شما در صورت باخت باز هم بر سر همسرتان داد می زنید؟!؟!؟! لذت شطرنج بسیار فراتر از نتیجه به دست آمده آن است... تحقق یك رویا و تخیل بدون هزینه های میلیون دلاری فیلم های هالیوودی ...در یك صحنه كوچك سیاه و سفید بسیار لذیذتر ! و مقتدرانه تر برای ما خواهد بود...درست است كه نتیجه پایانی یك فیلم سینمایی بسیار برای بیننده اهمیت دارد اما آیا اگر بیش از 80 درصد فیلم قبل از صحنه های پایانی فوق العاده زیبا و دلنشین باشد ما اجازه داریم به خاطر پایان بدش (آن هم بنا بر سلیقه امان) به كل فیلم بگوییم فیلم درجه x ؟مجبورم این داستان تکراری را اینجا تکرار کنم... لحظه ای را در نظر بگیرید كه یك تركیب درخشان را با تمام وجود لمس كرده اید...در بعضی موارد آنقدر زیبا به نظر می رسد حتی حاظر نیستید حركات پایانی و فاش شدن اشتباه بودن تركیب ! را برری كرده و ببینید چرا كه ظالمانه به نظر می رسد ! ناخود آگاه صداهایی از شما بروز می كند ...آه...سرفه...ه...ی... جا به جایی های بی مورد و پی در پی برروی صندلی...نگاه های مكرر و نامرتب به چشمان حریفتان كه گهگاه از بدشانسی شما با نگاه های او هم گره می خورد...صاف كردن گوشه صفحه...نگاه كردن به اطراف...كشیدن دست بر دور دهان و لب ها...مرتب كردن یخه...خمیازه بی مورد و زوركی ! و ده ها عكس العمل ارادی و غیر ارادی دیگر همه و همه حكایت از نشعه گی غیر قابل وصفی است كه هیچ كراك و هروئینی نمی تواند آن را به شما هدیه دهد جز شطرنج ! و وای به روزی كه تركیب درست باشد و فریتز هم در خانه به سوی شما 10 لو خوشگله پرتاب می كند ! آن روز بهترین روز شماست !نه تنها شما بلكه بهترین روز همسر شما....برادرتان...فرزندانتان و همكاران فردایتان !...حتی گدای سر كوچه ! نیز از این همه بهترین ها بی نصیب نخواهد بود... بله ! این است جادوی تاثیر شطرنج فلسفی ... نیازی به تخریب این زیبایی ها نداریم اما معكوس داستان بالا چه ؟!بله آنها را باید تغییر دهیم... اثرات یك دست به مهره اشتباه ...ادعای تساوی غلط...پیشنهاد تساوی غیر عقلانی و زدن تركیب های فوق العاده نادرست همانقدر زیانبارند كه تاثیرات مثال قبلی سازنده ...پس راه حل ها را مرور كنیم... آیا من از كاسپاروف ! هم قوی ترم ؟! آیا به اندازه فیشر مطالعه و اطلاعات و آگاهی های لازم را داشته ام ؟! آیا به اندازه آلخین آرامش قبل و بعد از بازی را دارم؟! آیا بازی پیش رویم به مهمی بازی های فینال قهرمانی جهان است ؟! آیا دیگر نمی توانم شطرنج بازی كنیم ؟! آیا باخت من در همه روزنامه های فردا صبح با تیتر درشت منعكس می شود ؟! آیا در بدترین حالت اگر هفت دور پی در پی ببازم تا آخر عمر مرا مسخره می كنند ؟! آیا همه فقط به باخت های من فكر می كنند ؟! آیا دوست هایم را از دست می دهم ؟! آیا ...؟! تمام این سوال های رنگارنگ بالا می توانند و باید پس از هر باخت مطرح و با پاسخ زیبای خیر ! روبه رو شوند... این خیرمی تواندآب سردی باشد برروی آتش بسیارمخوف اشتباه و باخت (البته از دید مجازی نتیجه پرستی مخوف) هیچ چیز در فضای خارج از این صفحه 64 خانه ای تغییر نكرده ! حتی اگر همه را آنروز باخته باشید...به جای آنكه مداوم از صحنه بعدی فیلم ترسناك بترسید و اضطراب داشته باشید تلویزیون را خاموش كنید...آیا فضای بیرون را تغییر كرده ؟! خیر‌؟!...حتی اگر پرسپولیس شما 80 بر هیچ هم به پاختاكور ببازد مبل شما سر جایش است ؟!... البته زیاد هم خوشحال نشوید شما تازه خنثی شده اید اما ما می خواهیم از باخت های پی در پی شما ! جایزه مقام اول را كسب كنیم ! همیشه اوضاع بدتر را در نظر بگیرید... (خوب شد با وزیر بازی نكردم و گرنه خیلی ضایع می شد!) اگر با وزیر بازی كرده بودید ! (خوب شد لا اقل زود واگذار كردم...!) اگر با وزیر بازی كردید و زود هم واگذار نكردید ! (خوب شد باز این هفته اوت شدم اما هفته بعد از لحاظ 1-...2-...3-... خیلی مهمتره ! ) بله اشتباه نكنید ! این حالتی كه دارید همان نشعگی بعد از تركیب درست و زیباست ! با اینكه آنرا نزدید ...با اینكه بازی ها را باختید...! ............

 

  |  نوشته شده توسط  مهدی-شاهرخ -کیهان هنری-فاطمه شیری ساعت  8:27 در تاريخ دوشنبه سیزدهم آبان 1387

 

..::لينک باکس سايت آموزش ايرانيان::..

 

 

 

 
منوي وبلاگ
 
مديران
 
آرشيو ماهانه
 
آرشيو موضوعي
 
ترجمه قالب بلاگفا
     
    

سايت اموزش ايرانيان
قالبهاي وبلاگ
آموزش وبلاگنويسي و ساخت لينکدوني
آشنايي با سرويس هاي خدمات دهنده
کدهاي جاوا
با کاروان شعر و موسيقي

 
  Designer :mohsen

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
pishgam-chess-school
This Themplate Designed By
mohsen